description متن perm_media گالری تصاویر volume_up مستندات صوتی videocam مستندات ویدئویی
۲۴ تیر ۱۳۹۷
description
گزارش روز اول

دوره آموزشی ویژه جایزه پروین اعتصامی برگزار شد

جایزه پروین اعتصامی امسال بهانه ای می شود تا جمعی از شاعران و داستان نویسان زن از سراسر کشور و در رده های سنی مختلف از نوجوان گرفته تا میانسال مهمان «هفتمین دوره آموزشی کلک خیال» و «یازدهمین دوره داستان نویسی آل جلال» در مجتمع فرهنگی آموزشی آدینه شوند.

به گزارش روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، این دوره‌های آموزشی که با حضور ادب‎‌جویان از نقاط مختلف ایران از پنج شنبه ۲۱ تیرماه کلید خورد، انتظار می‌رود تا با همراهی اساتید نام آشنای شعر و داستان ره توشه ای را برای مهمانانش آماده کند.

مراسم افتتاحیه با سخنان بهروز جلالی معاون فرهنگی و امور استان های بنیاد شعر و ادبیات داستانی آغاز می شود. او توضیحاتی را درباره روند برگزاری این اردوی آموزشی ارائه می کند و با اشاره به همزمانی آن با جایزه پروین اعتصامی می گوید: «برگزاری این دوره از آنجا که در آستانه برگزاری جایزه پروین اعتصامی است، بهتر بود که ویژه بانوان شاعر و نویسنده باشد.»

وی همچنین تاکید کرد، در این دوره همانند دوره‌های پیشین،  با فرصتی که بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایجاد کرده، امکان آشنایی با اساتید برجسته و چهره‌های حوزه شعر و داستان محقق می شود.

زبان غزل امروز چگونه باید باشد؟

مهدی فرجی نخستین کارگاه روز ۲۱ تیرماه را با عنوان «غزل امروز» آغاز کرد و گفت: زبان غزل بزرگترین دغدغه شاعران امروز است و بیش از مضمون و موضوع مورد توجه قرار گرفته است.

وی اینگونه ادامه داد: « صورت شعر زبان و موسیقی را در بر می گیرد همانگونه که در درون مایه موضوع و مضمون مورد توجه قرار می گیرند که البته با هم یکی نیستند. اما بارها شنیدیم که آیا می توانیم از کلمات قدیمی استفاده کنیم؟ شاعرانی مثل محمد علی بهمنی معتقدند نباید در شعر از واژگان قدیمی استفاده کرد و مبنا باید زبان روزمره و گفت و گو باشد. »

فرجی با طرح این سوال که اصلا زبان شعر جه باید باشد؟ به روند تطور غزل از زمان حافظ تا منزوی اشاره می کند و توضیح می دهد: «زبان شعر باید زبان ادبی روزگار خودش باشد. در دوره معاصر نیما شعر را ساده تر کرد حتی همین زبان وقتی به شاملو می رسد هنوز هم تک تک واژگان کاربرد خود را از دست ندادند. بنابراین زبان مانند مسایل روزمره نیست که ما دنبال مصادیق کوچک برای آن باشیم بلکه باید تلاش کنیم زبان را در غزل ساده تر کنیم.»

این شاعر در ادامه توجه شاعره های جوان را به دستور زبان در شعر جلب می کند و یادآور می شود: « برخی می گویند شاعران خود دستور زبان می سازند در حالیکه این تنها کار شاعران بزرگ است! بنابراین نمی توان این نسخه را برای شاعران آماتور تجویز کرد. به  همین دلیل است که وقتی حسین منزوی شعر می گوید ما می توانیم ساختار زبانی او را قبول کنیم.»

او همچنین به ساحت اندیشه در شعر می پردازد و اضافه می کند: «اندیشه فارغ از بحث زبان معنی ندارد اما ساده اندیشی در شعر هم به زبان مرتبط نیست. اینگونه است که  برخی اشعار اندیشه و زبان دارند  و بسیاری از شعرهای امروز به جز وزن چیزی برای ارائه ندارند!»

 

 

داستان ماجراجویی نویسنده و شخصیت هایش

اما در آن سو، ابراهیم زاهدی مطلق میزبان بانوان داستان نویس است و قرار بر آن است تا از «ماجراجویی در داستان نویسی» بگوید. او در ابتدای سخنانش می گوید که چگونه در بسیاری از آثار چیزی خلق نمی شود چون ماجراجویی در آن وجود ندارد.

 

داور بخش ادبیات داستانی هشتمین جایزه ادبی پروین اعتصامی اینگونه ادامه می دهد: «نویسنده ای که خلق می کند وارد حوزه خداوندگی می شود چون باید مورچه و فیل و … در داستانش خلق کند. نویسنده رویا پردازی می کند که کار بسیار سختی است چون  برای رویا پردازی ماجراجویی لازم است.»

او با بیان اینکه ماجراجویی رفتن به سمت خلق کردن است می گوید: «ماجراجویی فاصله بسیار ظریف محقق کردن رویا و استفاده از ابرازهای لازم برای آن است.  البته باید یادآور شد که برای موفق بودن یک داستان هیچ نسخه ای وجود ندارد گرچه که عناصری مانند تجربه زیسته در آن تاثیر دارد. »

به گفته زاهدی مطلق، «نویسنده در رویا پردازی خودش را خارج از واقعیت  و عموما بالاتر از آنجایی که ایستاده می بیند.  او اگر ماجراجویی نکند نمی تواند داستان خلاقه بنویسد؛ بنابراین لازم است گاهی نویسنده ماجراجویی کند و گاهی شخصیت های داستانش! ماجراجویی در نوشتن به معنای برهم زدن فرم هاست. مثلا نویسنده ای  برای نوشتن داستانی خودش را در میان داعشی ها قرار می دهد یا مانند نویسندگانی مانند اوریانا فالاچی به جنگ می رود. گاهی هم در میان ممکن است داستان خوب درنیاید ولی این ماجراجویی اتفاق می افتد.»

 

او توضیح می دهد که چگونه نویسنده جایی می رود که بقیه نمی روند چون اگر ماجراجویی نداشته باشد نویسنده نیست.  البته به گفته زاهدی مطلق، «بین ماجراجویی و مستندنگاری مرزی است چنانکه نویسنده اگر همه آنچه که هست را بگوید مستندنگار می شود، بنابراین باید بتواند در امور دخل و تصرف کند. نویسنده گاهی رویاهای دیگران را می شنود و ماجراجویی می کند و اینجاست که تفاوتش با بقیه مشخص می شود. »

 

زاهدی مطلق همچنین با اشاره به استفاده از عنصر خلاقیت در داستان می گوید: «نویسنده در جایگاهی است که باید زندگی را متفاوت نگاه کند. البته این خلاقیت با تجربه، مطالعه و حتی سرقت ادبی به دست می آید.»

 

گلایه سلمانی از شاعری که کتابش کارت ویزیت است!

بخش نخست برنامه های آموزشی روز اول به پایان می رسد و نوبت دیدار شاعره های جوان با استاد محمد سلمانی است.

غلامرضا طریقی با خواندن اشعار سلمانی نشست را آغاز می کند. سلمانی هم در ادامه و در پاسخ به سوالات از تجربیاتش در غزل سرایی می گوید: «من از ابتدا با غزل آشنا بودم و ادبیات کهن را از ابتدا، مستمر و طبقه بندی شده خواندم و غزل را پسندیدم. وقتی شعر می خواهم بگویم بهت زده نیستم ولی حالتی را دارم که فکر می کنم چیزی از من متولد می شود. همان درد زایمان را می کشم، درد مهربانی که با من عجین است. اینجاست که من فقط به آن لذت فکر می کنم نه اینکه آیا این شعر موفق می شود یا خیر. بنابراین لذت سرودن شعر برای من جالب است. وقتی لذت تمام شود آنگاه تکنیک که برگرفته از تجربه و مطالعه است به سراغ شاعر می آید.»

سلمانی در فر از دیگری از سخنانش درباره اعتقاد به وحی نبودن شعر می گوید و انسان ایرانی که پا در زمین و سر در آسمان دارد و این به دلیل تاثیری است که عرفان و تصوف در ادبیات در او ایجاد کرده است.

غزل سرای کهنه کار بر این تاکید می کند که «شعر را نمی توان مهندسی کرد و اینگونه ادامه می دهد: گاهی شاعر همه فنون شعر را می شناسد اما شعرش به دل نمی نیشیند. شعر باید به سراغ شاعر بیاید اینجا وظیفه شاعر تمام نشده است و باید تکنیک به او کمک کند.»

او در ادامه از تجربه اش در اتمام سرودن اشعار نیمه رها شده می گوید و توضیح می دهد: «در این راه اصلا نباید عجله کرد.گاهی یک شعر را ممکن است بعد از چند سال ادامه دهید.البته باید کوشش شاعرانه باشد یعنی باید مطالعه داشته باشید.»

فرازی از سخنان سلمانی کنایه می زند به شاعران ناپخته ای که غوره نشده مویز می شوند و به سراغ چاپ کتابهایشان می روند. او در همین باره می گوید: «من در نوجوانی فقط شعر می خواندم. یک روز تصمیم گرفتم شعرهایی که در حافظه ام هست را روی کاغذ بنویسم.  ۲۰۰ صفحه پر کردم اما هنوز شعر نمی گفتم! بعدها زمانی که دیدم شعر به من تلنگر می زند سرودم! تازه این شعر را هیچ جا نخواندم و وقتی خواندم تلاشی برای چاپ آن نکردم. اگر اصرار محمد علی بهمنی و شهبازیان نبود کتاب هم چاپ نمی کردم اما اکنون شاعران جوان من عجله دارند. من برای شعرم وسواس داشتم چون کتاب نباید برای شاعرش کارت ویزیت باشد!»

وی تاکید می کند: «ما در تاریخ ادبیات اگر بگردیم تعداد انگشت شماری شاعر ماندگار شده اند. سال های سال باید بگذرد تا یکی مانند حسین منزوی بیاید و غزل را متحول کند. اما می شود کتابی را خواند و به شاعر مورد علاقه نزدیک شد.»

سلمانی خطاب به شاعره ها یادآور می شود: «به جای اینکه مدام از منزوی بگویید و از او به عنوان سلطان نام ببرید کتابش را بخوانید و تکنیک هایش را یاد بگیرید.»

 

 

 

اگر شیدا نیستید نویسنده نشوید!

در کلاس آموزشی آل جلال، داستان نویسان قرار است با محمدرضا شریفی خبوشان دیدار کنند. او که خود از برندگان جایزه جلال آل احمد است سخنانش را اینگونه آغاز می کند: «شاید جایی که نویسندگی در ایران احوالاتی اینچنینی دارد عشق به نویسندگی است که افراد را جذب می کند. چون ما جز اینکه می نویسیم تا به یک هستی والاتر و درکمعمیق تر از خویش و جهان و اطراف برسیم انگیزه دیگری نداریم و آیا کسی می تواند ادعا کند که من بنویسم تا ثروتمند شوم یا شغل داشته باشم؟»

 

او ادامه می دهد: «در شرایطی که امروز در ایران وجود دارد نوشتن زندگی را تامین نمی کند بنابراین راهی نداریم جز اینکه نویسندگی را تبدیل به یک فرصت مغتنم کنیم. برای ما نوشتن مثل رفتن به دیدار سیمرغ است.»

شریفی خبوشان در ادامه با بیان اینکه هرمولفه نوشتن باید سرشار از ذوق و شیدایی نامحدود باشد می افزاید: «اگر چنین ذوقی نباشد یا نویسنده در میانه راه کم می آورد یا خستگی و غم انگیزی مصائب نوشتن نویسنده را از پای در آورد. پس وقتی نویسندگی را انتخاب می کنید در حال جدال با این ملال هستید.»

او می گوید: «هر نویسنده ای در هر کجای جهان دچار این ملال می شود چون نوشتن یک متناقض نما در زیستن است و در عین با جمع بودن باید به خلوت خود سر زد.  نویسنده از لحظه ای که نوشتن را انتخاب می کند نویسنده است.  پس ما باید به این برسیم که همه جا نویسنده هستیم و وقتی به این موضوع می رسیم که در صدد عیان کردن خودمان باشیم نباید به دنبال تقلید از یک اصل باشیم چون آن چیزی اصل هم به دنبال عیان کردن  خود بوده است.»

شریفی خبوشان همچنین با تاکید بر اینکه رویا پردازی نباید در تصویر آینده از شغل نویسندگی و کسب در آمد از آن باشد می افزاید: «بلکه باید رویا پردازی روی خلق کتاب اثر گذار باشد.

من در موقعیت زمانی و مکانی هستم و اگرنوشتن را انتخاب کردم مصائب، جنس، هدف و آینده و چشم انداز نوشتن را باید بدانم چون در غیر این صورت در میانه راه خسته می شوم.

در نوشتن نویسنده محدود می شود و باید وارد جهان های دیگر نشود. وقتی نویسنده می خواهد رمانی بنویسد باید چندین سال برای آن وقت بگذارد. نوشتن سراغ نویسنده نمی آید بلکه فرد باید به سراغ آن برود.»

او توضیح می دهد: «نگارش مانند شیدایی شعر نیست بلکه کاری ریاضی وار، منظم و با برنامه است. نوشتن جوششی نیست بدین معنی که باید استعداد را با رنج به سر منزل مقصود رساند.

بنابراین رمان جدالی با شکلی از زندگی است که نویسنده آن را تغییر می دهد. از سوی دیگر نویسنده وارد جهانی می شود که برساخته اوست و در درون آن جهانی که خلق هم می کند رنج می ببیندو جسم و ذهنش درگیر نوشتن می شود.»

این نویسنده با بیان اینکه عیان کردن خود و خویشتن باید رمز و راز ما باشد می گوید: « باید همواره اثر خود را بنویسیم و در این راه به نا خودآگاهمان رجعت کنیم. باید بدانیم که زیستن ما منحصر به فرد است  پس اگر نویسنده فکر کند چیزی برای نوشتن ندارد و معمولی است تمام دریچه ها را بسته است! نوشتن از وقتی آغاز می شود که نگاهی متفاوت به زندگی باشد.این امر هم با تخیل و رویا پردازی محقق می شود. اگر در چاله عادت بیافتیم معجزه را از دست می دهیم. اگر بخواهیم نویسنده باشیم باید هر چیزی را معجزه ببینیم. تعریف داستان همین است!

 

همه چیز درباره آسیب های روابط جدول ضربی در شعر!

برنامه های آموزشی روز نخست هفتمین دوره آموزشی کلک خیال با برگزاری نشست شعرخوانی و نقد ادامه یافت. بهروز جلالی، لیلا کردبچه و غلامرضا طریقی اجرای این بخش را برعهده داشتند. در این کارگاه شاعره های شرکت کننده در این اردو، طبع شعری اشان را در ترازوی سنجش منتقدان قرار دادند و با جزئیات و اصول شعرسرایی آشنا شدند.

در این قسمت، لیلا کردبچه به نکات آموزنده ای درباره موسیقی شعر اشاره می کند و می گوید: «برخی اشعار موسیقی ندارند اما برخی دیگر مانند اشعار سید علی صالحی هر بیتش موسیقی است. در این میان ما شعرهایی داریم که بی مقدمه شروع یا بی مقدمه تمام می شود که خود سبکی در سرودن است و هرمز علیپور از شعرایی است که شعر را از میانه می آغازد. اینها یک شیوه رسیدن به ایجازدر شعر است. از سوی دیگر استفاده از برخی سازه های ایجازی نیز روش دیگری در ایجاز نویسی است با این همه باید گفت که در شعر باید  و نباید نداریم. گاهی وسط شعر سپید، رباعی سروده می شود و خوب هم می نشیند. بنابراین شعر خوب از سازو کار خودش دفاع می کند.»

جلالی نیز در این نشست به آسیب های روابط جدول ضربی در شعر سپید اشاره می کند.

کردبچه هم در همین باره می گوید: «سپهری در اشعارش این تکنیک را دارد. این ساختار این امکان را به مخاطب می دهد که به جای هر کدام از کلمات موصوف و صفت کلمات متفاوتی بگذارد و به جای آن لذت بدهد اما مشکل اینجاست که این ساختار تصاویر جامع و مانع نمی سازد.»

به اعتقاد کردبچه، تصاویر جدید در این ساختار شعری لایه گول زننده دارد و گاهی در شعر خوش می شیند و گاهی هم نه!

او همچنین درباره زبان شعر هم یادآور می شود: «گاهی زبان معیار در برابر زبان شعر قرار می گیرد؛ شعرهایی هستند که رگه هایی از شعر در آن است اما هنوز مولفه های شعری را ندارند و می توانند زبان بهتری داشته باشد و این نکته است که شاعران جوان باید به آن توجه کنند.»

 

کردبچه در فراز پایانی سخنانش به چگونگی استفاده از عناصر زنان در شعر اشاره کرد و اینکه نباید کلیشه های مرسوم را به کار برد.

 

 

شامگاه روز ۲۱ تیرماه دوره آموزشی کلک خیال نیز با ادامه برگزاری کارگاه شعرخوانی و نقد آن با حضور آرش شفاعی، ابراهیم اسماعیلی اراضی و غلامرضا طریقی ادامه می یابد.

 

۱۲ نیرومند به کمک داستان نویسان می‌آیند

ساعت ۲۱:۳۰ شامگاه پنج شنبه ۲۱ تیر در آمفی‌تئاتر مجتمع آدینه، مهدی قزلی مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی قرار است عناصر داستانی را در فیلم سینمایی «۱۲ نیرومند» شناسایی و تحلیل کند.

او در حین نمایش این فیلم به نکات متعددی در داستان نویسی اشاره می کند و می گوید:  «مخاطب باهوش و بی رحم است . باید اجازه داد او بخشی از داستان را تحلیل می کند و با آن همذات پنداری کند.»

او درباره تعریف داستان می گوید: « داستان مجموعه ای از مشکلات است که تعدادی از شخصیت ها با آن مواجه می شوند و باید در برابر این مشکلات از خود برخورد نشان دهند. بحران های داستان باید جدی باشد و هر چه روند جلوتر رود پیچیده تر شود. دیالوگ خوب در داستان دیالوگی است که پیش برنده باشد. در شخصیت پردازی هم باید به تیپ سازی توجه کرد که یک فرد خشن را همیشه این گونه نشان ندهیم چون انسان ها شئون مختلف دارند. برای اولین بار در داستان های پلیسی مانند ناوارو یک مساله موازی در خانواده جدی شد.»

قزلی اینگونه ادامه می دهد: «جزییات در داستان مهم است و باید مهندسی شده  به داستان اضافه شود. گاهی جزییات زیاد باعث اطاله کلام می شود پس هنرمندی در مدیریت جزییات است.»

 

او تاکید می کند که درباره چیزی که نمی دانید داستان ننویسید؛ بدین معنی که داستانی که مساله شما نیست را ننویسید.  از سوی دیگر توجه داشته باشید برخی مولفه ها باید در داستان فضاسازی شوند چون داستان یک دروغ بزرگ است که با راست های کوچکی قابل باور می شود و هنر نویسنده پیدا کردن آن دروغ است.

برنامه های روز نخست این دوره آموزشی در ساعات اولیه جمعه ۲۲ تیرماه به پایان می رسد.

دیدگاه خود را در مورد این متن برای ما بنویسید.

comment
account_circle
email