description متن perm_media گالری تصاویر volume_up مستندات صوتی videocam مستندات ویدئویی
۲۸ شهریور ۱۳۹۵
description
جواد محقق:

دیدن دنیا برای شاعر، بهتر از خورد و پوش آن است

معاون شعر بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان گفت: اگر فکر می‌کنیم می‌توانیم گوشه اتاق بنشینیم و شعر بگوییم در اشتباهیم. دیدن دنیا، بهتر از خورد و پوش آن است و کسانی که در تاریخ ماندگار شدند، آدم‌های جامعی بودند و علوم خود را در حدی می‌شناختند که آدم بیگانه‌ای با این علوم نباشند. در حالی که ما در این دوران نه شعر بزرگان را می‌خوانیم، نه شعر همدیگر را.

معاون شعر بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان گفت: اگر فکر می‌کنیم می‌توانیم گوشه اتاق بنشینیم و شعر بگوییم در اشتباهیم. دیدن دنیا، بهتر از خورد و پوش آن است و کسانی که در تاریخ ماندگار شدند، آدم‌های جامعی بودند و علوم خود را در حدی می‌شناختند که آدم بیگانه‌ای با این علوم نباشند. در حالی که ما در این دوران نه شعر بزرگان را می‌خوانیم، نه شعر همدیگر را.
به گزارش روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، چهارمین دوره آموزش شعر «کلک خیال» روز شنبه ۲۷ شهریور، مصادف با روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریار، با دو کلاس کلید خورد و پس از آن، شاعران جوان در کارگاه شعرخوانی به ارائه شعرهایشان پرداختند.
بنابر این گزارش در اولین جلسه از این دوره، جواد محقق، معاون شعر بنیاد شعر و ادبیات داستانی و از شاعران مطرح کشورمان با هنرجویان از عوامل موفقیت شاعر سخن گفت. جواد محقق در جلسه‌ای با عنوان «جامعیت شاعر» با بیان این‌که اندیشه و زبان، دو بال موفقیت شاعر است، به بررسی کیستی مخاطب پرداخت.
محقق در ابتدا درباره تفاوت شهرت واقعی و شهرت کاذب سخن گفت و افزود: «در تلویزیون یا رسانه‌های عام، مخاطب واقعی ساخته نمی‌شود. اثر مکتوب و نوشته اصالت بر متن و اثر است؛ نه شناخته شدن چهره، صدا یا چیز دیگر. زمانی که شما در رسانه‌های پرمخاطب و عام برنامه‌ای اجرا می‌کنید، عده زیادی شما را می‌شناسند و چهره و صدای شما را به خاطر می‌سپارند، اما آن‌ها مخاطبان واقعی شما نیستند. کسانی شما را می‌شناسند که مخاطب شما نیستند و با کار شما کار ندارند و حرف و حرفه‌شان چیز دیگری است.»
وی همچنین در مورد تفاوت رسانه مکتوب و غیرمکتوب نکاتی مطرح کرد و گفت: «مخاطب نشریات کسانی نیستند که اتفاقی مطالب نشریه را ببینند. من اگر در یک نشریه کار چاپ می‌کنم، کسی که مطلب مرا می‌خواند، مخاطب من است. فرق شهرت واقعی و شهرت کاذب در عدد و رقم شناسندگان شاعر نیست، بلکه در این است که آیا کسانی شما را می‌شناسند و با شما ارتباط دارند یا نه.»
محقق در پاسخ به سئوال یکی از هنرجویان در مورد اینکه آیا مخاطب در شعر کاهش یافته یا نه اظهار داشت: «فرق زمان معاصر با گذشته این است که در روزگاران گذشته، شعر از معدود روش‌های ارائه هنر بود. حتی ادبیات داستانی به این نوع وجود نداشت و شاخه‌های دیگری از هنر در دسترس نبود. به همین دلیل، ارتباط قدما با شعر و شعرخوانی بیشتر از زمان حال بود؛ اما هیچکدام از این‌ها دلیل نمی‌شود که بگوییم مخاطب شعر کاهش پیدا کرده است. اگر این طور است، چرا تعداد شعرای ما این‌قدر بیشتر شده است؟ چه اتفاقی در ما افتاده است که در دنیایی که مخاطب نداریم، همه شاعر شده‌اند؟ این طور نیست. چطور می‌شود در شهری که همه در و پنجره‌ها و لوازم خانه‌شان را با فلز می‌سازند نصف شهر نجار باشند؟ پس نمی‌شود گفت مخاطب شعر کاهش یافته است. البته نباید افزایش مخاطب را هم همیشه به زرد بودن اثر تفسیر کرد.»

زبان خاص یا اندیشه خاص؟

محقق در ادامه جلسه، بحث اصلی خود را در مورد جامعیت و توانمندی نظری شاعران اینگونه ادامه داد: «بسیاری از شاعران گذشته ما خیلی زبان و موضوع متفاوتی نداشتند، ولی اندیشه خاص داشتند. جامعیتی که در آن‌ها بوده باعث شده که آن‌ها صاحب تفکر و اندیشه بشوند؛ اما حال، کدام یک از شعرای ما به راستی صاحب اندیشه است؛ به آن شکلی که در شاعران گذشته بوده است؟ شاعران برجسته کهن ما از موسیقی، فلسفه، کلام، قرآن و روایات، نهج‌البلاغه، ستاره‌شناسی و نجوم، طب و پزشکی و … اطلاعات و دانسته‌های فراوانی داشتند و زمانی که همه این‌ها در هم ممزوج شده و به قالب شعر ریخته می‌شوند، برای مخاطب جاذبه ایجاد می‌کنند، اما ما چنین تجربه‌هایی نداریم و این در شعر ما آشکار است.»

تجربه شاعری

این معلم باتجربه که در کشورهایی چون پاکستان و ترکیه نیز تدریس کرده است، در مورد اهمیت تجربه‌اندوزی و زیست پربار در سرایش اشعار گفت: «بسیاری از شعرای ما به دنبال کسب این تجربه به سفرهای دور و دراز می‌رفتند. آن هم در روزگاری که خیلی‌ها بدون این‌که دهات همسایه را ببینند از دنیا می‌روند. آن‌ها برای کسب تجربه‌های بیشتر دغدغه‌ و همتی داشتند و وقتی از سفر برمی‌گشتند دنیای‌شان وسیع‌تر شده بود. به همین خاطر، وقتی حرف می‌زدند در کلام‌شان دریایی از تجربه موج می‌زد.»
محقق خاطرنشان کرد: «اگر ما فکر می‌کنیم می‌توانیم گوشه اتاق بنشینیم و شعر بگوییم در اشتباهیم. دیدن دنیا بهتر از خورد و پوش دنیاست. کسانی که در تاریخ ماندگار شدند، آدم‌های جامعی بودند و علوم خود را در حدی می‌شناختند که آدم بیگانه‌ای با این علوم نباشند. ما متاسفانه در این دوران نه شعر بزرگان را می‌خوانیم، نه شعر همدیگر را. خروجی شعر ما باید ورودی‌ای در ذهن داشته باشد. اگر پشت شعری که زبان خاص داشته باشد، تفکر و اندیشه‌ای نباشد، پس از یک یا دوبار خواندن کهنه می‌شود. صرف این‌که حرف زمانه خود را زدن دلیل بر موفقیت اثر نیست، این‌که چقدر و چگونه زمانه خود را شناختیم مهم است. کسی که از نیش عقرب می‌گوید، نمی‌تواند درد عقرب‌گزیده را توصیف کند؛ مگر این‌که آن درد را چشیده باشد.»
محقق در پایان در تکمیل گفته‌هایش در این جلسه، اندیشه و شعریت کلامی را دو بال موفقیت در هنر شاعری دانست و افزود: «هنر این است که به نسبت توانایی‌ها و تجربیات ما این دو را باهم گره بزنیم. انتخاب مخاطب و تجربه‌های شخصی، دلیل موفقیت شاعر است. برای شعر گفتن به جای اینکه زندگی را تماشا کنیم، نیاز است زندگی کنیم.»

شهریار، حلقه اتصال ادبیات قدیم و جدید است

یکی از شاعران طنزپرداز که از فیلم‌نامه‌نویسان و منتقدان ادبی آذربایجان است، نیز در جلسه‌ای که عصر شنبه برگزار شد با اشاره به ماندگار بودن اشعار شهریار و زبان وی که از بین مردم برخاسته بود، تاکید کرد: «شهریار، حلقه اتصال ادبیات قدیم و جدید است.» 

سعید سلیمانپور در کارگاه شعری با عنوان «شاخصه‌های شعر ماندگار» در خصوص مختصات این اشعار گفت: «افراد بزرگی همچون یوسفعلی میرشکاک در این زمینه به بررسی دلایل ماندگاری شعر شهریار می‌پردازند و اعلام می‌کنند که شهریار، قدرت شاعرانگی محدودی داشت، اما خالصانه شعر می‌گفت که این دلیل ماندگاری شهریار و شعر اوست. در واقع او پیش از آن‌که شعرش مورد قبول حق رسیده باشد، جان‌اش به قبول رسیده بود.»
وی افزود: «باید از دید فرمالیستی، عناصر شعر شهریار را بررسی کرد تا بتوان دلایل ماندگاری شعر وی را دریافت، اما علاوه بر این باید عوامل برون‌متنی هم مورد توجه قرار گیرد؛ عواملی چون خلوص دل و زیست مخلصانه شاعر.»
این شاعر و طنزپرداز با بیان این‌که شهریار حلقه اتصال بین ادبیات جدید و قدیم است، خاطرنشان کرد: «شهریار دارای یک نبوغ ادبی بود که این ویژگی خاص به یک بصیرت ادبی منجر شده بود. به این معنا که شهریار چیزی می‌دید که دیگران نمی‌دیدند.»
وی با تاکید بر این‌که استاد شهریار یک حافظ کوچک است؛ به گونه‌ای که می‌توان گفت یک مینیاتور از حافظ است، اظهار کرد: «شهریار همان‌طور که به استقبال شعر سنتی و بخصوص رفته بود، از کلماتی استفاده کرد که مربوط به زمانه خودش بود. این شاعر در همه اشعار خود اعم از اشعار ترکی و فارسی به زبان مردم صحبت کرد و این زبان برخاسته از نبوغ ادبی اوست.»
این منتقد ادبی با اعلام این‌که به همین دلیل شهریار یک شاعر ملی است و همان‌طور که شاعر آذری‌هاست، شاعر کردها، فارس‌ها و … هم هست، تصریح کرد: «هنرمندان صرف نظر از زبان و خاستگاه‌شان متعلق به جهان و مردم هستند و شهریار از این جهت که همپای حوادث جلو آمد و پشت مردم ایستاد، جاودانه شد.»
وی پس از آن به بحث در مورد آثار ماندگار استاد کریمی مراغه‌ای پرداخت و عنوان کرد: «کریمی مراغه‌ای بدون اغراق در صد سال اخیر پرخواننده‌ترین شاعر آذربایجان است. چند نسل از مردم با کتاب‌های جیبی او با عنوان «رنگارنگ» در تمام خانه‌های آذری زبان‌ها زندگی کرده‌اند.»
دبیر اجرایی کنگره ملی نکوداشت استاد کریمی مراغه‌ای تاکید کرد: «اغلب، کریمی را به عنوان شاعر مرثیه‌سرای اهل بیت علیهم‌السلام می‌شناسند؛ به طوری که در شیعه‌نشین‌های نخجوان او را بیش‌تر با مراثی‌اش یاد می‌کنند. به همین دلیل است که معتقدیم در زندگی و شعر کریمی مراغه‌ای برکت است؛ همان طور که در شعر و زندگی شهریار نیز شاهد این برکت هستیم.»
وی خاطرنشان کرد: «دبیری اجرایی کنگره ملی بزرگداشت استاد کریمی مراغه‌ای را به خاطر این استاد بزرگوار و روح نورانی وی پذیرفتم.»
شایان ذکر است، حجت‌الاسلام کریمی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان غربی نیز در پایان این جلسه در جمع هنرجویان و اساتید این دوره حاضر شد و ضمن قدردانی از همت بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان در برگزاری دوره‌های آموزشی و همچنین برپایی کنگره ملی نکوداشت استاد کریمی مراغه‌ای برای هنرجویان آرزوی موفقیت و پیشرفت کرد.
همچنین هنرجویان این دوره که از چهار استان آذری‌زبان اردبیل، زنجان، آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی در ارومیه حاضر شده‌اند، شامگاه شنبه با خواندن اشعارشان در شب شعر این دوره، به نقد و بررسی آثار یکدیگر پرداختند. در این شب شعر، جواد محقق و بهروز جلالی، نکاتی درباره اشعار خوانده شده بیان کردند.
چهارمین دوره آموزش شعر «کلک خیال»، امروز و فردا در مجتمع آموزشی، رفاهی الغدیر ارومیه پیگیری می‌شود و ساعد باقری، اسماعیل امینی، ناصر فیض، غلامرضا طریقی و مصطفی قلی‌زاده علیار در این دوره با هنرجویان چهره به چهره می‌شوند تا ضمن برگزاری کلاس‌ و کارگاه‌های متعدد، تجربیات خود را در حیطه شعر در اختیار هنرجویان قرار دهند.
در این دوره سه روزه به موضوعاتی چون ترجمه شعر، ترانه و تصنیف، جامعیت شاعر، حکمت در شعر، غزل امروز و … پرداخته خواهد شد.
یادآور می‌شود، بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، در دو روز باقی‌مانده، علاوه بر این دوره، شب شعر ترانگیزان غدیر، مراسم رونمایی از کتاب تازه‌ترین اثر صالح سجادی، همنشینی با اعضای انجمن ادبی «تحکیه» و کنگره ملی نکوداشت استاد کریمی مراغه‌ای را در ارومیه برگزار می‌کند.

دیدگاه خود را در مورد این متن برای ما بنویسید.

comment
account_circle
email