description متن perm_media گالری تصاویر volume_up مستندات صوتی videocam مستندات ویدئویی
۲۷ آبان ۱۳۹۵
description
متولی در پنجمین دوره آموزش داستان‌نویسی «آل‌جلال»:

علاقه ما به ادبیات داستانی مثل دوست داشتن قرمه‌سبزی است!

یک نویسنده و پژوهشگر گفت: ما برای ادبیات داستانی خودمان داریم چاه می‌کنیم؛ چون فلسفه و جهان‌بینی نداریم. فقط علاقه به نوشتن داریم و این علاقه به نوشتن مثل علاقه به قرمه‌سبزی و بستنی است.

یک نویسنده و پژوهشگر گفت: ما برای ادبیات داستانی خودمان داریم چاه می‌کنیم؛ چون فلسفه و جهان‌بینی نداریم. فقط علاقه به نوشتن داریم و این علاقه به نوشتن مثل علاقه به قرمه‌سبزی و بستنی است.
به گزارش روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، علیرضا متولی، صبح امروز پنج شنبه ۲۷ آبان ماه در بین نویسندگان نوقلم و ادب‌جویانی از خراسان رضوی به بررسی ویژگی داستان نوجوان پرداخت و افزود: قهرمان‌سازی در داستان نوجوان بسیار مغفول و مهجور است؛ در حالی که قهرمان‌سازی را از شاهنامه می‌توانیم یاد بگیریم که قهرمان‌های فراوان دارد. به همین دلیل، باید قصه‌های قهرمان‌محور کهن خودمان را بخوانیم.
این نویسنده افزود: مشکل سینما و ادبیات ما هم نبود قهرمان است. ما به ادبیات داستانی خودمان نمی‌توانیم ببالیم، چون این داستان‌ها را حتی در کشور خودمان نتوانستیم همگانی کنیم؛ چه رسد به خارج از مرزها.
او ادامه داد: ما پیش از اینکه با مفاهیم داستانی آشنا شویم، شروع به داستان‌نویسی می‌کنیم. همین که چهار کلمه داستانی یاد بگیریم به خودمان مغرور می‌شویم؛ در حالی که خیلی بی‌سوادیم. هر روز که فکر کنیم یک شاهکار خلق کردیم، یک پله عقب‌تر رفته‌ایم.
متولی اظهار داشت: زبان داستانی خوبی نداریم و حتی زبان فارسی را هم به خوبی نمی‌دانیم. داستان‌هایی را ناشران برای کارشناسی می‌فرستند و اولین چیزی که در داستان‌ها مشهود است، بی‌سوادی نویسنده‌های ما از نظر دستور زبان فارسی است. بعد می‌گویند که شگرد ماست! این شگرد شما پدر زبان فارسی را در آورده است! این شگرد نیست، بی‌سوادی است.
این منتقد ادبی با بیان اینکه دو قالب برای داستان نوجوان وجود دارد که یا فانتزی ـ تخیلی است یا رئال، خاطرنشان کرد: اگر قرار است رمان تاریخی برای نوجوان بنویسیم، بهتر است در یکی از این دو قالب بگنجد.
او به کتاب «هری پاتر» نوشته یک نویسنده انگلیسی اشاره کرد و افزود: در لابه‌لای این کتاب با فرهنگ انگلیس آشنا می‌شوید. این فرهنگ، رو نیست؛ ولی در ناخودآگاه خواننده نفوذ پیدا می‌کند. وقتی خوانندگان هری پاتر زیاد شود، یعنی زندگی آنها شبیه انگلیسی‌ها می‌شود؛ چون ادبیات در ناخودآگاه افراد اثر می‌گذارد. حالا ببینید ما چقدر در داستان‌هایمان فرهنگ ایران را تبلیغ کرده‌ایم؟
به گفته متولی، بیشتر نوجوانان ما در دهه هفتاد، «هری پاتر» خواندند و همان فرهنگ، امروز دارد بروز می‌یابد. به همین دلیل الگوپذیری از شخصیت‌های هری پاتری در بچه‌های این دهه بیشتر دیده می‌شود.
* برای نوجوان‌نویسی باید به روز باشید
این نویسنده با تاکید بر دشواری نوشتن در حوزه کودک و نوجوان به دلیل ظرافت‌های زیاد آن گفت: کودک هرچه بزرگتر می‌شود، دانش و بینش او وسعت می‌یابد و دنیا را وسیع‌تر می‌بینند؛ ولی کار نویسنده‌ها بسیار مشکل است؛ چون با دانشمند کوچکی روبرو هستند.
او افزود: دوره نوجوانی دارای ویژگی‌های جدیدی است و تغییراتی در او رخ می‌دهد، افق‌های تازه‌ای برای کودک دیروز باز می‌شود و دنیا را بسیار متفاوت می‌بیند. اتفاقی که در نوجوانی رخ می‌دهد، فقط تغییرات جسمی و روحی نیست، بلکه نوجوان به درک فلسفه زندگی پی می‌برد و به آینده فکر می‌کند؛ چیزی که در کودکی وجود نداشت.
متولی، شروع عاشقی و رفاقت در نوجوانی را به معنای خروج از فردیت دانست و خاطرنشان کرد: در سنین نوجوانی، این با هم بودن اهمیت پیدا می‌کند. اگر یک نویسنده این ویژگی‌ها را بشناسد، اتفاقات بهتری در داستان‌های نوجوان می‌افتد؛ بنابراین برای درک تفاوت بین داستان و رمان نوجوان با بزرگسال باید درک سنی پیدا کنید. به گذشته برگردید و نوجوانی خودتان را مرور کنید ضمن اینکه نوجوان امروز را هم بشناسید.
او با اشاره به کم شدن فاصله نسل‌ها ادامه داد: اکنون هر دهه، یک نسل شده است. مثلا می‌گویند او دهه هفتادی است و من دهه هشتادی هستم. پس زمین و تا آسمان با هم فرق داریم! فاصله زمانی این تفاوت نسلی دارد کم می‌شود و در آینده‌ای نزدیک، نیمه اول یک دهه با نیمه دوم همان دهه، خود را دو نسل جداگانه می‌دانند. تولید تکنولوژی و رسانه آنقدر سریع شده که این تفاوت‌ها بیش‌تر می‌شود.
وی تاکید کرد: اگر بخواهید کار نوجوان انجام دهید، باید به‌روز باشید و بدانید که ویژگی‌های نوجوان امروز چیست. متاسفانه ما ادبیات نوجوان به‌روزی نداریم. این نقد به ادبیات نوجوان وجود دارد که بسیاری از داستان‌های نوجوان، قصه نوجوانی خود نویسنده است و نه داستان نوجوانی بچه‌های امروز.
به باور متولی، برای درک تفاوت ادبیات بزرگسال با ادبیات نوجوان باید به تفاوت این نویسنده‌ها رسید. ممکن است یک نویسنده بزرگسال سیاسی‌نویس، اجتماعی‌نویس یا سبک روانکاوانه و تاریخی داشته باشد، اما نویسنده‌های رمان نوجوان دو قالب بیشتر ندارد؛ قالب فانتری ـ تخیلی و قالب رئال.
* اهمیت پایان شیرین در داستان نوجوان
این داستان‌نویس با بیان اینکه پایان شیرین در قصه نوجوان بسیار اهمیت دارد، گفت: فطرت بشر، میل به پایان شیرین دارد. بسیاری از افسانه‌ها پایان شیرین دارند. من پایان‌های تلخ، وهم انگیز، باز و… را متناسب با ساختار فطری بشر نمی‌دانم.
متولی خاطرنشان کرد: نوجوانان چون به فطرت خودشان نزدیک‌تر هستند، پایان شیرین را دوست دارند. پس هر چه داستان ما به فطرت نزدیک‌تر باشد، برد کردیم. پایان باز، منفی، شر و غم‌انگیز را ادابازی می‌دانم. می‌خواهیم مثل فاکنر بنویسیم و نمی‌توانیم بنویسیم؛ پس ادایش را در می‌آوریم.
وی اضافه کرد: اگرچه تقلید از نویسنده‌های بزرگ «تمرین» خوبی برای نویسندگی است. به نظر من پسامدرنیسم در کشور ما ادابازی است؛ وقتی این مکتب هنوز خودش را تکمیل نکرده است. اینکه پست مدرنیسم می‌نویسیم اداطوار است، می‌توان تمرین کرد، اما با ادا و اطوار نمی‌توان به ادبیات رسید. آنچه پست مدرنیسم امروز در ایران نوشته می‌شود در مرحله مشق‌نویسی است.
متولی به ادب‌جویان توصیه کرد که در داستان‌هایشان پیام اخلاقی ندهند؛ چون هروقت در داستان خواستند پیامی را القا کنند و نظری بدهند، داستان‌شان ضعیف می‌شود. وی ادامه داد: اگر توانستیم شخصیت را در داستان به جایی ببریم که رشد او را ببینیم، می‌توانیم بگوییم که داستان نوشته‌ایم.
نویسنده کتاب «گربه گور به قیر شده» بحث خود را اینطور دنبال کرد: گاهی شخصیت داستانی طوری ساخته می‌شود که از نویسنده جلو می‌افتد و خودش، جلو می‌رود. اگر داستان قدرتمندی را می‌بینید، فضاسازی، ماجراپروری و به‌ویژه شخصیت‌سازی خوبی داشته است؛ زیرا وقتی شخصیت داستانی قوی باشد، نویسنده نمی‌تواند بر آن غلبه کند.
او یادآور شد: اگر می‌خواهید داستان خوبی برای نوجوان‌ها و بزرگسالان بنویسید، آنچه را بگویید که به آن باور داشته باشید. ما برای ادبیات داستانی خودمان داریم چاه می‌کنیم؛ چون فلسفه و جهان‌بینی نداریم. فقط علاقه به نوشتن داریم. این علاقه به نوشتن مثل علاقه به قورمه‌سبزی و بستنی است.
به گفته متولی، عمر ادبیات به اندازه عمر بشریت است؛ پس باید ادبیات فاخر و ارزشمند تولید کرد. به بیان دیگر ادبیات «ابدیات» است؛ برای همین نباید سطحی و زودگذر باشد.
این نویسنده در پایان گفت: حلقه گمشده ادبیات داستانی ما «قهرمان» است و ما در قهرمان‌سازی ضعف جدی داریم؛ چنان‌که بعد از قهرمانی که در مجموعه «کلیدر» متولد شد، قهرمان دیگری در ادبیات داستانی معاصر نساختیم.
یادآور می‌شود، پنجمین دوره آموزش داستان‌نویسی «آل‌جلال» از صبح چهارشنبه ۲۶ آبان در مشهد آغاز به کار کرده و تا ظهر روز جمعه ۲۸ آبان در مرکز آموزش فنی و حرفه‌ای این شهر ادامه خواهد یافت.

دیدگاه خود را در مورد این متن برای ما بنویسید.

comment
account_circle
email