۲۸ شهریور ۱۳۹۶
description روزنه‌ای برای فارغ شدن از دوستی‌ها و دشمنی‌ها

می‌گویند به دفتر هیچ ناشری سر نمی‌زند، با هیچ جایزه‌ی ادبی و داوری مراوده بیرون از جلسه ندارد. باراک اوباما چند روز پیش از ترک کاخ سفید وقتی باخبر شد منتقد و روزنامه‌نگار کارکشته دوست دارد درباره‌ی ادبیات با او حرف بزند، به هیجان آمد و یکی از مشهورترین گفت‌وگوهایش در روزنامه نیویورک تایمز با این منتقد ادبی منتشر شد.

description از چه حرف می‌زنیم وقتی از «نقد داستان» حرف می‌زنیم؟

ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که زبانْ بی‌ارج شده است و واژگانْ بی‌قدر. از جمله واژگانی که بدون دانستن معنا و مفهومش، سرسری از آن استفاده می‌کنیم، «نقد» است. بارها گفته‌ایم و شنیده‌ایم که «نقد، جدا کردن سره از ناسره است.» اما در نقدهایمان، عملاً، فعل «جدا کردن» دیده نمی‌شود و به اعلام کردن میزان سره‌ها و ناسره‌ها بسنده می‌کنیم.‌

description اینجا نیستیم که ایراد بگیریم

زمان ما همه چیز فرق داشت و این همه فرق کم کم دارد من را از شنیدن ترکیب «زمان ما» متنفر میکند. زمان ما مدرسه ها، اسباب بازی ها، لباس ها، غذا ها و خیلی چیزهای دیگر جور دیگری بود. زمان ما داستان نوشتن هم جور دیگری بود. پیدا کردن نویسنده ها سخت بود و رساندن داستان به دستشان سخت تر، جواب گرفتن هم که تقریبا محال بود.

description کار ترسناکی که امروز انجام می‌دهیم

وقتی در عمق تاریکی کبریت روشن می‌کنیم، به خاطر این نیست که بهتر ببینیم، می‌خواهیم متوجه شویم چقدر دورمان تاریک است. ادبیات دقیقاً همین کار را می‌کند.
این نکته را فاکنر گفته است.
در اهمیت ادبیات نکته‌های دیگری هم گفته‌اند.
تاریخ جامعه از طریق ادبیات خوانده می‌شود.

description ما چرا می‌ترسیم؟

می‌خواهم از یک ترس حرف بزنم. ترسی که در جان‌مان هست و انگار تمامی ندارد. ترسی انگاری ریشه‌دار که هی عمیق‌تر می‌شود و باز هم عمیق‌تر می‌شود. اما پیش از آن می‌خواهم بگویم، شروع یک حرکت نقادانه برای داستان در قالب یک سایت خوب است و امیدوارانه و تبریک می‌گویم.

description اولین باری که داستانم نقد شد

سال‌ها پیش در یکی از کارگاه‌های داستان ثبت نام کردم. مدرس آن کارگاه استاد زنوزی نازنین بودند که به رحمت خدا رفته‌اند (روحشان قرین آرامش). برنامه کارگاه به این شکل بود که هر جلسه دو یا سه داستان خوانده می‌شد و اول دوستان نظرشان را می‌گفتند و در پایان، استاد متن را نقد می‌کرد.

description نقد ادبی، امری اخلاقی است

می‌گویند رمان و داستان کوتاه پژوهشی درباره ی زندگی و بودن است. ادبیات شکلی از شناخت جهان است. چیزی شبیه فیزیک یا فلسفه که هر یک به نوعی در پی آن هستند تا تعریفی از چیزهایی که پیرامون ما اتفاق می‌افتند ارائه بدهند و از این رهگذر به شناختی خاص از جهان و ساز و کار آن و یا معنای آن دست پیدا کنند.

description در نقد جسور باشید و جدی

ادگار آلن پو می‌گوید “در نقد جسور خواهم بود و جدی ، چه با دوست چه با دشمن”. سال‌ها پیش – دانشجو بودم – یادم هست کتابِ داستان دوستی را نقد کردم، داستانی که نشر معتبری هم آن را چاپ کرده بود. من آن داستان را نقد کردم و فکر می کردم بایست جسور باشم و جدی درست همان گونه که آلن پو گفته بود.

description کجای‌ِداستانم؟

نقد داستان همیشه من را یاد دوچرخه می‌اندازد؛ یک دوچرخه بیست و هشت هندی با خورجین دست‌باف که داخلش یک دسته‌ی ده بیست تایی کاغذ ساندویچی است و روی همه‌اشان یک داستان رونویس شده است. نقد داستان همیشه من را یاد رکاب زدن می اندازد؛

description نامه ها

«سرکار خانم آناهیتا آروان
با سلام و عرض ارادت خدمت شما و خانواده ی محترمتان
داستان بدون اسم شما از طریق دوستی به دست ما رسید ( همان داستانی که درباره ی قلیچ قناری است) در جلسه‌ی داستان کیهان بچه‌ها مورخ ۱۰/۹/۷۹ طرح شد و خوشبختانه همانطور که انتظار داشتم مورد توجه جمع قرار گرفت جا دارد به خاطر استعداد درخشان و قلم توانایی که دارید از شما تشکر کرده و تبریک بگویم. گرچه من اصلا نمی‌توانم قبول کنم شخصیتهای داستانی شما پسر هستند همه‌اش به نظرم می‌رسد دختر باشند. بگذریم. می‌خواستم اجازه بگیرم تا داستان را در مجله‌ی کیهان بچه‌ها چاپ کنیم. خواهش می‌کنم نامی هم برای داستان انتخاب کنید. دیگر اینکه در صورت تمایل شما ما از همکاری شما بسیار استقبال می کنیم و منتظر آثار خوبتان هستیم.
برادر شما خسرو باباخانی ۱۵/۱۰/۷۹»