۱ مهر ۱۳۹۶
videocam کجای‌ِداستانم؟ – محمدرضاشرفی خبوشان

متن محمدرضاشرفی خبوشان در مراسم رونمایی از سایت تخصصی نقد داستان
نقد داستان همیشه من را یاد دوچرخه می‌اندازد؛ یک دوچرخه بیست و هشت هندی با خورجین دست‌باف که داخلش یک دسته‌ی ده بیست تایی کاغذ ساندویچی است و روی همه‌اشان یک داستان رونویس شده است. نقد داستان همیشه من را یاد رکاب زدن می اندازد؛

videocam نگاه خیره آقای همینگوی – احسان رضایی

متن احسان رضایی، سردبیر پایگاه تخصصی نقد داستان در مراسم رونمایی از این سایت
عمو تولستوی، مثل همیشه موقر و محترم پشت صندلی‌اش ایستاده. دایی ویتمن اما لم داده و لبخند رضایتی روی لبانش است. آن وسط داستایوسکی کمی مردد است و نمی‌داند جدی باشد یا راحت؟ تورگنیف به افق‌های دور خیره مانده.

videocam ما چرا می‌ترسیم؟ – بهاءالدین مرشدی

متن بهاءالدین مرشدی در مراسم رونمایی از سایت تخصصی نقد داستان
می‌خواهم از یک ترس حرف بزنم. ترسی که در جان‌مان هست و انگار تمامی ندارد. ترسی انگاری ریشه‌دار که هی عمیق‌تر می‌شود و باز هم عمیق‌تر می‌شود. اما پیش از آن می‌خواهم بگویم، شروع یک حرکت نقادانه برای داستان در قالب یک سایت خوب است و امیدوارانه و تبریک می‌گویم.

videocam نقد ادبی، امری اخلاقی است – علیرضا محمودی ایرانمهر

متن علیرضا محمودی ایرانمهر در مراسم رونمایی از سایت تخصصی نقد داستان
می‌گویند رمان و داستان کوتاه پژوهشی درباره ی زندگی و بودن است. ادبیات شکلی از شناخت جهان است. چیزی شبیه فیزیک یا فلسفه که هر یک به نوعی در پی آن هستند تا تعریفی از چیزهایی که پیرامون ما اتفاق می‌افتند ارائه بدهند و از این رهگذر به شناختی خاص از جهان و ساز و کار آن و یا معنای آن دست پیدا کنند.

videocam کار ترسناکی که امروز انجام می‌دهیم

متن مصطفی خرامان در مراسم رونمایی از سایت تخصصی نقد داستان
وقتی در عمق تاریکی کبریت روشن می‌کنیم، به خاطر این نیست که بهتر ببینیم، می‌خواهیم متوجه شویم چقدر دورمان تاریک است. ادبیات دقیقاً همین کار را می‌کند.
این نکته را فاکنر گفته است.
در اهمیت ادبیات نکته‌های دیگری هم گفته‌اند.
تاریخ جامعه از طریق ادبیات خوانده می‌شود.

videocam اینجا نیستیم که ایراد بگیریم -رامبد خانلری

متن رامبد خانلری در مراسم رونمایی از سایت تخصصی نقد داستان
زمان ما همه چیز فرق داشت و این همه فرق کم کم دارد من را از شنیدن ترکیب «زمان ما» متنفر میکند. زمان ما مدرسه ها، اسباب بازی ها، لباس ها، غذا ها و خیلی چیزهای دیگر جور دیگری بود. زمان ما داستان نوشتن هم جور دیگری بود. پیدا کردن نویسنده ها سخت بود و رساندن داستان به دستشان سخت تر، جواب گرفتن هم که تقریبا محال بود.

videocam اولین باری که داستانم نقد شد – نازنین جودت

متن نازنین جودت در مراسم رونمایی از سایت تخصصی نقد داستان
سال‌ها پیش در یکی از کارگاه‌های داستان ثبت نام کردم. مدرس آن کارگاه استاد زنوزی نازنین بودند که به رحمت خدا رفته‌اند (روحشان قرین آرامش). برنامه کارگاه به این شکل بود که هر جلسه دو یا سه داستان خوانده می‌شد و اول دوستان نظرشان را می‌گفتند و در پایان، استاد متن را نقد می‌کرد.

videocam حالا خیالم راحت است – مهدی قزلی

اسمش حسین بود … حسین بهدوج. ورودی سال ۷۵ و هم‌رشته‌ای خودم، مهندسی مکانیک. در گروه تئاتر دانشگاه هم با هم بودیم. شنیده و البته دیده بودم درباره داستان چیزهای خوبی می‌داند. یکی از داستان هایم را دادم و از او خواهش کردم راهنمایی‌ام کند. داستان را گرفت و گذاشت توی کیف چرمی و چروکش. یک هفته، دو هفته، سه هفته… مدتی گذشت و خبری نشد. هربار با متانت و احترام یادآوری میکردم که: قرار بود داستانم را بخوانی و چیزی بگویی، نگفت. بالاخره یکبار توی پله های ورودی دانشکده، پله پنجم، خفتش کردم، بدون متانت و احترام همیشگی.

videocam نامه ها – آناهیتا آروان

متن آناهیتا آروان در مراسم رونمایی از سایت تخصصی نقد داستان
«سرکار خانم آناهیتا آروان
با سلام و عرض ارادت خدمت شما و خانواده ی محترمتان
داستان بدون اسم شما از طریق دوستی به دست ما رسید ( همان داستانی که درباره ی قلیچ قناری است) در جلسه‌ی داستان کیهان بچه‌ها مورخ ۱۰/۹/۷۹ طرح شد و خوشبختانه همانطور که انتظار داشتم مورد توجه جمع قرار گرفت جا دارد به خاطر استعداد درخشان و قلم توانایی که دارید از شما تشکر کرده و تبریک بگویم. گرچه من اصلا نمی‌توانم قبول کنم شخصیتهای داستانی شما پسر هستند همه‌اش به نظرم می‌رسد دختر باشند. بگذریم. می‌خواستم اجازه بگیرم تا داستان را در مجله‌ی کیهان بچه‌ها چاپ کنیم. خواهش می‌کنم نامی هم برای داستان انتخاب کنید. دیگر اینکه در صورت تمایل شما ما از همکاری شما بسیار استقبال می کنیم و منتظر آثار خوبتان هستیم.
برادر شما خسرو باباخانی ۱۵/۱۰/۷۹»

videocam روزنه‌ای برای فارغ شدن از دوستی‌ها و دشمنی‌ها – امیلی امرایی

قرائت متن امیلی امرایی درمراسم رونمایی از سایت تخصصی نقد داستان توسط احسان رضایی
می‌گویند به دفتر هیچ ناشری سر نمی‌زند، با هیچ جایزه‌ی ادبی و داوری مراوده بیرون از جلسه ندارد. باراک اوباما چند روز پیش از ترک کاخ سفید وقتی باخبر شد منتقد و روزنامه‌نگار کارکشته دوست دارد درباره‌ی ادبیات با او حرف بزند، به هیجان آمد و یکی از مشهورترین گفت‌وگوهایش در روزنامه نیویورک تایمز با این منتقد ادبی منتشر شد.